‏بیشتر از اکسیژن به شنیدن یه خبر خوب نیاز دارم!

خیلی بی حوصله ُ خسته ام دلم واسه مامانم تنگ شده کاش زودتر بیاد 

دلم میخواد این روزهای تلخ ُ کذایی تمام شه .. این روزا این فشارها‌ مجبورم‌ میکنه بیشتر به ازدواج و رفتن از ایران فکر کنم هم خودم و از مهمتر خانوادم‌ ُ نجات بدم .. 

اچ که بخاری ازش بلند نمیشه .. مطمعنم این سری هم مثل تمام سری های دیگه میشه درست مث هر سری دیگه که این ُ گفتم اما ایندفعه دیگه نشد تصمیم‌ جدی میگیرم‌ و میرم‌ دنبال راحتی ُ آرامش خانوادم‌ .. ایران دیگه جای موندن‌ نیست اگر بخوای بمونی باید پول داشته باشی .. 

از کنار خانواده بودنش حرف میزنه که توی حیاط بساط گرفتن‌ اما زبونش‌ نمیچرخه‌ بگه کاش توام بودی و .. لعنت بهش و لعنت به من ..